کتاب "مدیریت برتر زمان" اثر راجیو ستی
1- ۱- شخصی که با ذکاوت وهوشیاری کارمی کند بیشتر از کسی که سخت ترکارمی کند به اهدافش نائل می گردد.
2- ۲- توانایی شناسایی عوامل اتلاف وقت را در خود ایجاد نمایید واز این عوامل بپرهیزید.
3- ۳-بگذارید ساعت شما 5 دقیقه جلو باشد.
4- ۴-یک مدیر کارا 85 درصد کار خود را فورا به دست می گیرد.
5- ۵-مدیریت زمان تنها فرایند مشخص نمودن اولویت های شما نیست بلکه تشخیص مقدار زمان موجود و شیوه ی بکار بردن این زمان برای انجام کار را نیز شامل می شود.
6- ۶-برنامه ریزی پیشرفته با رویایی بودن فرق دارد. ارتباط خود را با واقعیات قطع نکنید.
7- ۷- اگر می توانید کاری را سریعتراز دیگران انجام دهید پس آن را به دیگری واگذار نکنید.
8- ۸-نگاه کردن زیاد به ساعت به آن معناست که شخص از کار خود راضی نیست و انگیزه ی خود را از دست داده است.
9- ۹- نقش یک مدیر مانند یک کاتالیزور است. باید به عمل ها و عکس العمل ها بدون ایجاد تغییری در خود کمک نمایید.
10- ۱۰-در مواقعی که حس می کنید مرور زمان می تواند مفید باشد صبور باشید. گذر زمان می تواند مطلوب هم باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 22:46  توسط نیلوفر صابری
|
پایه اولیه مدیریت کیفیت توسط دکتر دبلیوادوارد دمینگ که یک دانشمند آمریکایی
است درسالهای پس از
جنگ جهانی دوم در ژاپن پی ریزی شد. دمینگ کنترل کیفیت آماری فرایند (SPC ) را
به ژاپنی ها آموخت
و همیشه این نظر را حفظ کرد، که مدیریت باید درکی از انحراف آماری داشته باشد او
نظریه SPCرا طی
جنگ جهانی دوم با موفقیت در ایالات متحده پیاده کرد وتوانست طراحان، مهندسان
و بازرسانی را برای
فعالیتهای جنگ آموزش بدهد، آموزش او به کاهش بسیار در ضایعات و دوباره کاری
منجر شد و به بهبود
بهره وری انجامید. دمینگ اصرار دارد که تغییر سیستم و فرایندها با مسئولیت مدیران
است و آنها باید
انحرافات درسیستم ها و فرایندها را با استفاده ازنمودارهای کنترل بشناسد و کنترل
کنند. او آموزش می
دهد که تمام سیستم ها، حاوی مقدار معین انحراف هستند یعنی عملکرد آنها حول
مقدار متوسطی
گاه بیشتر از حد متوسط و گاه کمتر از آن تغییر می کند ازجمله مثالهای گوناگونی
عملکرد عبارتند از:
- مدت زمانی که طول می کشد تا هیئت تحقیق به وسیله تلفن پاسخ گویند؛
- مدت زمان پرداخت صورتحساب؛
- تعداد خطا در پرداخت؛
- تعداد شکایات از مشتریان درون سازمانی درمورد دریافت اطلاعات غلط؛
- تعداد ساعات کار تلف شده در اثر تاخیر شروع گردهمایی؛
- مدت انتظار مشتری در صف؛
- درصد قطارهایی که به موقع وارد می شوند؛
- امتیازها در بازنگری عملکرد مدیران.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 13:59  توسط نیلوفر صابری
|
1- مديريت كردن بعهده كيست؟
در تفكر سنتي مديريت كردن شغل مديران است و كاركنان مجريان اموري هستند كه از سوي مديران به آنها ارجاع مي شود،بديهي است با چنين برداشتي از مديريت كردن نمي توان در سازمانها از كيفيت نتايج و رضايت ذينفعان اطمينان حاصل نمود.
مديريت كردن وظيفه همه كاركنان است. شايد سوال شود اگر وظيفه همه مديريت كردن است پس شغل مديران چيست ؟ پس به وجود مدير ديگر نيازي نخواهد بود و در نتيجه مديران شغل خود را از دست مي دهند، در واقع اينگونه نخواهد بود، هنگامي كه كاركنان «كار»خود را مديريت مي كنند وظيفه مديران اعمال رهبري ، ايجاد هماهنگي ، ارشاد ، راهنمايي و بطور كلي فراهم آوردن بستري مناسب است كه زير دستان بتوانند با علاقه ، جديت و روحيه اي شاد به كار بپردازند، بنابراين مدير هم بايد «كار» خود را مديريت كند ، نه كار كاركنان را ، در اين صورت در سازماني كه همه «كار» خود را مديريت مي كنند توجه مدير به سوي آينده معطوف مي شود.
معمولاً براي انجام فعاليتهاي جاري و روزانه مديران متكي به تجارب گذشته خود هستند و كمتر نيازمند چالش هستند ، در صورتي كه مسائل آينده نياز به مطالعه ، تفكر و انديشه دارد و مديران را به چالش جديد و بيشتر سوق مي دهد در نتيجه شغل آنان را مطلوبتر و لذت بخش تر مي كند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 14:17  توسط نیلوفر صابری
|
یکی از مهمترین وظایف و هنرهای مدیریت آموزشی و نیروی انسانی سازمان ها ، شکوفا سازی استعدادها و به فعل درآوردن توانمندی ها و خلاقیت های آنان است . بی تردید این هنر مدیریت در نحوه انتقاد پذیری و تشویق کارکنان به مشارکت پذیری در تصمیم گیری ها و سیاست گزاری های هر سازمان نمود جدی پيدا مي كند . اکنون ما نیاز به مدیریت کار ساز داریم به نحوی که با امکانات و منابع مالی موجود بتوانیم بهره وری ایجاد کنیم .
مدیر موفق فردی است که بتواند با خلاقیت و نوآوری از راه جلب رضایت کارکنان و تأمین منافع و حقوق آنان ، کالا يا خدمات را با کیفیت بهتر و با قیمتی پایین تر به بازار عرضه کند .
مشارکت یک حرکت آگاهانه ، فعال ، آزاد و با مسئولیتی است که برای تثبیت امور جامعه ضروری است . همراه با این تعریف ما نمی توانیم جدا از شرایط سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی در مورد مشارکت مردم فکر کنیم و از فواید آن صحبت کنیم . با توجه به اینکه امروز در مباحث توسعه «انسان» محور است ، طبیعتاً مشارکت این انسان در امور هم بیش از گذشته مطرح می شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 21:37  توسط نیلوفر صابری
|
انسان از اولین روزهای خلقت خود با مفهوم مدیریت همراه بوده است. اما برای اولین
بار این چینیها بودند که در حدود 1100 سال قبل از میلاد مسیح, به صورت
سازمانیافته چهار وظیفه مدیریتی برنامهریزی, سازماندهی, رهبری و کنترل را تجربه
کردند. بعد از آنان نیز ایرانیان, مدیریت را با تجربیات و نگرشهای خود آزمودند. در حدود
سالهای 350 تا 400 قبل از میلاد, یونانیان مدیریت را به عنوان یک هنر متمایز
تشخیص داده و رویکردی علمی را برای آن ابداع نمودند. در آغاز قرن بیستم, مدیریت
به عنوان یک رشته و مقوله رسمی و ساختیافته مطرح شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 20:56  توسط نیلوفر صابری
|
مقدمه
آلوین تافلر به عنوان یکی از پیشگامان جهانی تغییر و تحول شناخته میشود. او با وسواس زیادی همواره از نگارش کلماتی همچون «روند» و «پیشبینی» در نوشتههایش اجتناب میورزد و بر این نکته اصرار میکند که هیچ کس به درستی نمیتواند بگوید که در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد. کار ویژه تافلر ارایه مفهومی از اثرات تغییر است. این امر ریشه در دانایی، فنآوری، هنر و توانایی برخورد با نتایجی است که زمانی حاصل میشوند که تغییرات پیچیده تکنولوژیکی و اجتماعی بر نگرشها و منافع گسترده تاثیر میگذارند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 23:8  توسط نیلوفر صابری
|
در دنیای امروز، مدیریت منبعهای انسانی، یک هنر و تخصص ویژه میباشد.
افرادی که چنین هنر و تخصصی دارند، با آرامشی عمیق به هدفهای مدیریتی خود
نائل میشوند. مدیران موفق، اندیشههای متعالی دارند و بر مبنای یک نظام ارزشی
مثبت در مسیر تعالی سازمانی و فردی، گام برمیدارند. آنان هر روز با فکری تازه و
ناب در عرصهٔ مدیریت پا میگذارند و از فرصتها و امکانات بهنحوی شایسته استفاده
میکنند. ناملایمتهای مسیر مدیریتی، آنان را ناامید نمیکند و هر مسئلهای را
فرصتی برای رشد قابلیتهای فردی و سازمانی خود میدانند. مدیران اندیشمند و
موفق، با روحیهای عالی، فرصتهای بهبود را شناسائی و بر مبنای یک برنامهٔ مدون،
اصلاحات لازم را انجام میدهند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 17:8  توسط نیلوفر صابری
|
در يک سازمان با وجود تفاوت عمده بين «رهبري» و «مديريت»، ارتباط تنگاتنگى بين آن دو وجود دارد؛ يک رهبر مى تواند مدير باشد و يک مدير نيز مى تواند «رهبري» کند. عکس اين قضيه نيز صادق است؛ يعنى يک فرد مى تواند داراى هنر «رهبري» باشد بدون اينکه قادر باشد هدفهاى سازمانى را تحقق بخشد (مدير نباشد) و يا اينکه يک فرد ممکن است مدير منظمى باشد ولى کارکنان از روى ترس و اجبار وظايف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد.)
در اين نوشتار سعى داريم به اين سئوال پاسخ دهيم که براى موفقيت يک سازمان به کدام يک از دو مقوله «مديريت» يا «رهبري» نياز داريم؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 18:55  توسط نیلوفر صابری
|
1 - توانایی درك اهمیت رویدادها بدون اینكه تحت تاثیر آرا و عقاید اطرافیان خود قرار بگیرد و یا گرفتار پیشداوریهای شخصی شود;
2 - توانایی تصمیمسازی و عمل بیآنكه به دلیل مخاطرات جانبی از مسیر و هدف اصلی منحرف شود;
3 - مسئولیتپذیری یا آمادگی برای رویارویی و مبارزه با مشكلات. این امر با تصمیمگیری و قاطعیت ارتباط بسیار نزدیك دارد، زیرا كسی كه مسئولیت میپذیرد باید از توان لازم برای تصمیمگیری برخوردار باشد تا بتواند تصمیمی بگیرد كه برای منافع سازمان باشد. افزون بر اینكه مدیر باید در برابر پیامدهای تصمیمهای خود مسئولیت بپذیرد;
4 - قدرت سازماندهی. چنانچه مدیر از ابزار كارآمد در جای مناسب خود استفاده كند. بسیاری از مشكلات سازمانی، خود به خود حل خواهدشد;
5 - انسانشناسی یا توان شناخت افرادی كه با او كار میكنند. در پرتو این شناخت است كه رفتار مدیر در برابر كاركنان شكل میگیرد;
6 - انگیزه با اشتیاق و تمایل به انجام كار یا كارهایی كه به او سپرده شده است. چنین مدیری میتواند انگیزه لازم را در كاركنان خود ایجاد كند;
7 - قدرت كاركردن به مدتهای طولانی بدون احساس خستگی. درحقیقت باتوجه به آنچه درمورد انگیزه عنوان میشود بیشتر كاركنان به رفتار مدیر، رفتار خودشان را تغییر میدهند و از مدیر در نحوه كاركردن الگوبرداری میكنند;
8 - اعتماد بهنفس، یعنی قبول اینكه صاحب قدرت است و میتواند با تكیه بر آن مشكلات خود و سازمانش را حل كند بهعبارتی دیگر خودرا بهدرستی میشناسد به تواناییهای خود آگاهی دارد و به همین دلیل میداند و میتواند در برخورد با شرایط متعدد بهدرستی تصمیم بگیرد و در برابر این تصمیم هراسی نداشته باشد;
9 - بلوغ عاطفی یا توان كنترل عواطف و احساسات خود در هر زمانی كه ضرورت داشته باشد. مدیری را دارای بلوغ عاطفی میدانیم كه دقیقاً پس از تجزیهوتحلیل شرایط، احساسات خود را آشكار سازد;
10 - داشتن سعهصدر لازم برای برخورداری از دیدگاه همكاران، بویژه زیردستان. درواقع یكی از صفات پسندیده مدیر آن است كه با افراد صاحبنظر درباره مسایلی كه ضرورت دارد مشورت كند و باتوجه به دیدگاههای معقول آنان تصمیم بگیرد;
11 - قوت تصمیمگیری و قاطعیت حساب شده در كار. قاطعیت به معنای این است كه هرگاه برای مدیر روشن شد انجام یك كار به نفع سازمان است در انجام دادن آن تردیدی به خود راه ندهد;
12 - قضاوت عادلانه درباره زیردستان. مدیر باید پیش قضاوت درباره هریك از كاركنان با شرایط موجود را درنظر بگیرد;
13 - پیشگامی یا برخورداری از قدرت مدیریت. شخصیتی باشد كه در انجام امور پیشقدم شود و با طرح و ارائه ارزشهای جدید، رهبری زیردستان را برای انجام كار برعهده بگیرد;
14 - قدرت هماهنگسازی و توان ایجاد موازنه و همسویی میان فعالیتهای اعضای مختلف سازمان را داشته باشد. بر این اساس نخست باید اطمینان یابد كه زیردستان به سازمان و كار خویش وفادارند تا بتواند در هماهنگ كردن آنان موفق باشد;
15 - برخورداری از ویژگی خلاقیت و كارآفرینی. در ابتدای هر كار و فعالیتی، نوآوری لازمه فعالیت است.
و نهایتاً اینكه چون مدیران وقت و انرژی خود را صرف انجام كارهایی میكنند كه كاركنان آنان نیز میتوانند آن وظایف را انجام دهند. درنتیجه این كار، هزینه انجام كار افزایش و به تبع آن بهرهوری كاهش مییابد لذا تنها راهحل اینگونه مشكلات تفویض اختیار است.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 13:4  توسط نیلوفر صابری
|
امروزه هيچ كشوري از نفوذ پيشرفتهاي حيرت انگيز فناوري اطلاعات و ارتباطات و بيوتكنولوژي و نانوتكنولوژي مصون نيست. انقلاب جهاني فناوري در دهه هاي اخير با تغييرات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فردي در سراسر جهان همراه بوده است. مانند انقلابهاي كشاورزي و صنعتي در گذشته، اين انقلاب فناوري نيز از پتانسيل دگرگون سازي كيفيت زندگي و طول عمر، تحول در كار و صنعت، تغيير و تبديل ثروت، جابجايي قدرت در سطح ملتها و افزايش تنش و تعارض برخــــوردار است. دستاوردهاي بشر در عرصه هاي مختلف علوم مانند بيوتكنولوژي، نانوتكنولوژي، فناوري مواد و فناوري اطلاعات و ارتبــــاطات به شناخت بيشتر بشر از ارگانيسم هاي زنده و چگونگي فعاليت، بهبود و كنترل آن - توليد محصولات، قطعات و سيستم هاي ارزانتر، هوشمندتر، چندمنظوره، سازگار با محيط زيست، تغيير شيوه توليد و... شده است. رهاورد بشر در دهه هاي اخير بويژه شبكه جهاني اينترنت در مقوله فناوري ارتباطات باعث گرديده شيب منحني رشد علم و فناوري در سالهاي اخير به شدت زياد و به صورت يك منحني متمايل به عمود تبديل گردد كه نشان از كوتاهتر شدن هرچه بيشتر چرخه زماني توليد علم است. بنابراين، ما در جهاني زندگي مي كنيم كه ويژگي بارز آن، 1 - تغييرات شتابنده 2 - غيرقابل پيش بيني بودن آينده است. اين ويژگيها از اصول پارادايم نوين مديـــــريت يعني مديريت در محيط پويا و بي ثبــــات و غيرقابل پيش بيني را نيز شامل مي شود.ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 0:9  توسط نیلوفر صابری
|